دانلود کتاب کنیزو منیره روانی پور

وب سایت بانک فایل PDF کتاب کنیزو منیرو روانی پور 146 صفحه را برای شما دوستان آماده کرده است. مریم از مدرسه که به خیابان رسید، مرد های دم عرق فروشی «توکلی» را دید که چادر زنی را که پایش از جوی کنار خیابان بالا آمده بود می کشیدند و از خنده ریسه می رفتند. عرق فروشی کنار خیابانی بود که چند صد متر آن طرف تر از مدرسه مریم می گذشت. زنگ مدرسه که زده می شد، بچه ها به خیابان می ریختند. زن های آبادی های نزدیک هر کدام با زنبیل پر از بازار می آمدند و به عرق فروشی که می رسیدند تف می انداختند و راهشان را کج می کردند، روبروی عرق فروشی میدان خاکی بزرگی بود که هر روز غروب، مرد ها در گوشه و کنارش دور هم جمع می شدند، سر بطری ها را با کف دست می پراندند و با پاکتی پسته خستگی روزانه را از تن در می کردند. با سایت بانک فایل همراه باشید.
orginal source : https://cutt.ly/peLqkYTJ
برچسب: ،